لطفاً کَپَک نزنید!
نگارش یافته توسط محمد صادق زماني   
06 تیر 1388 ساعت 01:52

 تا کَپَک زدن فاصله ای نیست؛ زمانی بین یک لبخند تا یک نفرین.

همواره باید از این نکته مطمئن باشید که در زندگی کپک نمی زنید چرا که انسان برای کپک زدن آفریده نشده. باید از هر آنچه منجر به کپک زدن می شود فرار کرد. البته این فرار گاهی به شکل مبارزه با عامل کپک ظاهر می شود.

هر چیزی را که کپک بزند روانه زباله دانش می کنند. چه بسیارند انسان های کپک زده ای که می توانیم آثارشان را در زباله دان های تاریخ بیابیم. مسلماً هیچ کدام از این آدمیان کپک زده، شور انسان بودن و شوق زندگی کردن را در ما زنده نمی کنند. هیچ کس از کپک زدن در امان نیست مگر آن که خودش بخواهد که کپک نزند و این خواستن میسر نمی شود جز با هدایت «خواسته ها» و «دوست داشتن ها».

برخلاف آلبرکامو که می گوید:« انسان ها در سردابه ها و دخمه های زندان خراب می شوند»، معتقدم که انسان از قدرتی برخوردار است که حتی در کنج سلول های زندان هم می تواند کپک نزند؛ هر چند کار دشواری است.

انسان به عنوان محور آفرینش، اگر دچار کپک زدگی شود همه امورات هستی کپک می زند؛ عشق، دوست داشتن، اقتصاد، فرهنگ، سیاست، تولید نسل، کار، تفریح و... مابقی را شما بشمارید.

به ارتفاعات بروید؛ زیرا خطر «کَپَک» در ارتفاعات و اوج ها در حد قابل توجهی کاهش می یابد. به ارتفاعات بروید چرا که همیشه رساترین خطابه ها و دعوت های آسمانی در ارتفاعات بیان شده اند.

برای آن که همیشه محترم باشید «لطفاً کَپَک نزنید»... زمانه، زمانه کپک زدن است... به ارتفاعات بروید...

ادامه مطلب...
 
نسل بکام و ساسی
نگارش یافته توسط محمد صادق زماني   
02 خرداد 1388 ساعت 00:40

خداوند برخی انسان هایش را بر می گزیند تا مردم با دیدن آن ها یاد روزی بیفتند که در عالم الست همگی متفق القول گفتند: آری؛ تو خداوندگار مایی.

و حضرت آقای محمد تقی بهجت یکی از این برگزیدگان بود.

بی اعتنایی به دنیا و مافیها هنر برگزیده های خداست و همین بی توجهی به دنیاست که آنان را محبوب دل ها می کند.

و چه هنر بزرگ و باشکوهیست بی اعتنایی به قدرت و ثروت و خواهش های درون.

و چه هنر باشکوه تریست خوب بودن، با خدا بودن، با خدا رفتن، با خدا آمدن، با خدا خندیدن، با خدا گریه کردن و برای خدا بودن.

او به راستی در آلوده نشدن به دنیاطلبی ها و جنگ قدرت ها آیت و نشانه خدا بود. آدم هایی روی این کره خاکی نفس می کشند که تا آن ها را میبینی بی اختیار یاد خدا می کنی و با یاد خدا دلت آرامش می گیرد. و چقدر در این عصر پر از استرس، آرامش می چسبد.

نمی دانم مرحوم آیت الله بهجت را در زمان حیات پاکشان از نزدیک زیارت کرده اید یا نه... و روزی که از نزدیک آقای بهجت را دیدم به انسان بودنم مباهات و افتخار کردم و تازه فهمیدم که چرا خداوند به خود نازنینش گفت: فَتَبارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخَالقین!

و جایگاه و شخصیت حضرت آقای بهجت چقدر برای من و هم نسلی هایم تعریف نشده است! و نسل من، دیوید بکام و مایکل جکسون و فرگوسن و ساسی مانکن و سروش هیچکس و مارک آدیداس و نایک و اسپیریت را چه خوب می شناسد!

و چقدر مسیر شناخت های ما عوض شده است!

تاریخ بروز رسانی ( 24 خرداد 1388 ساعت 11:16 )
ادامه مطلب...
 
و این تنهایی است که می ماند!
نگارش یافته توسط محمد صادق زماني   
25 ارديبهشت 1388 ساعت 01:55

«احساس تنهایی» چه بلاهایی که سر آدم نمیاره! وقتی تنها می شی، «مفتضح می شی»، «خُرد می شی»، «خراب می شی»؛

غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

و بعدش:« ناگه اجل ز کمین برآید که: منم»! و چه مرگ غریبی است در «احساس تنهایی» مردن.

تنهایی وقتی درد و رنجش چند برابر می شه که پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دایی، عمه، خاله، دوست، آشنا و... همه دور و برت باشن ولی هیچکدومشون تو رو نفهمن و ندونن که تو تنهایی!

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

تنهایی، آدم رو «خُل» می کنه و مثل موریانه، ریشه درخت خلاقیت و ذوق آدم رو می خوره. چقدر عذاب آوره که با وجود این همه آدمی که اطرافت می پلکن، بازم تنها هستی.

درختی خشک را مانی به صحرا
که عمری سر کند تنهای تنها
نه بارانی که آرد برگ و باری
نه برقی تا بسوزد هستی اش را

و باز هم این «احساس تنهایی» ست که می ماند.

درون معبد هستی،
بشر، در گوشه محراب خواهش های جان افروز،
نشسته در پس سجاده صد نقش حسرت های هستی سوز
به دستش خوشه پُر بار تسبیح تمناهای رنگارنگ
نگاهی می کند سوی خدا- از آرزو لبریز-
به زاری از ته دل، یک «دلم می خواست» می گوید
شب و روزش «دریغ» رفته و «ای کاش» آینده ست

خداوندگارا! خود نازنینت به انسان آموختی که همیشه «آزاد» باشه و در بند هیچ چیز اسیر نباشه پس «تنهایی» رو از انسان بگیر و مخواه که آفریده ات –انسان- در بند تنهایی گرفتار باشه. بار خدایا! همه صفاتت رو به ما هدیه بده جز «صفت تنهایی ات را».

تاریخ بروز رسانی ( 25 ارديبهشت 1388 ساعت 01:58 )
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 3 از 182

نظر سنجی

AkoSubmit Module

نام شما :
آدرس ایمیل :
محل سکونت :
درج پيام شما: